شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى
مقدمه 21
المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )
معالى و مآثر پادشاهان قديم ايران است ، به نام اتابك نصرة الدين احمد ، پادشاه لرستان تأليف كرده و مانند وصاف بلكه بيش از او شعرهاى خود را خاصه به بحر متقارب ، شاهد آورده است ، ولى اهميت تاريخى ندارد » . « 1 » اثر ديگر او كتابى است به نام « الترسّل النصرتيه » كه بعد از سال 727 هجرى بهنام اتابك نصرة الدين مذكور در فن انشاء و بيان مبادى سخن نوشته است . گويا اثر ديگرى هم به نام « ثعلب و مبرد » - كه نام دو نحوى معروف بوده است - تأليف كرده كه در كتاب المعجم ( متن و تصحيح حاضر ص 10 ) به آن اشاره كرده است ، اما در تذكرهها و كتابهاى تاريخ ادبيات از آن نامى بهميان نيامده است و در فهرستهاى نسخ خطى نيز نشانى از آن نيافتم . شرف الدين فضل الله قزوينى در شعر « شرف » تخلص مىكرده و قصايدى در مدح غياث الدين محمد و شمس الدين بغال و اتابك نصرة الدين و امثال آنان سروده است كه پارهاى از اشعار او در جنگها و مجموعههاى اشعار ديده مىشود . از جمله قصيدهاى موشح و طولانى در مدح شمس الدين حسين بغال سروده است و آن را نزهة الابصار فى معرفة بحور الاشعار ناميده است كه به گفته دكتر ذبيح الله صفا « شرف الدين آن را به پيروى از قصيدهء مشهور جمال الدين محمد بن ابو بكر قوامى مطرزّى موسوم به بدايع الاسحار فى صنايع الاشعار سروده است » . « 2 » محمد بن بدر جاجرمى كه از معاصران او بوده است ، در كتاب « مونس الاحرار » از او بهعنوان « الامام الفاضل افتخار الشعراء المتاخرين » ياد كرده و قصيده ذيل را از او ذكر كرده است كه در اين قصيده از مجموعه كلماتى كه در هر چهار يا پنج بيت آمده ، بيتى به يكى از اوزان عروضى بيرون مىآيد و اينك قصيده مذكور : از اعتدال نسيم صباى عنبر بار * عروس گل بخراميد سوى صفه يار نگر كه باز به پيغام فصل فروردين * نقاب غنچه برانداخت لاله در كهسار
--> ( 1 ) - سبكشناسى ، ملك الشعراى بهار ، ج 3 ص 105 . ( 2 ) - تاريخ ادبيات در ايران ، ذبيح الله صفا ، ج سوم ، بخش دوم ، ص 1258 .